گزارش چهار ماهگی

سلام دختر قشنگم
دختر دوست داشتنی مامان. برای گزارش نوشتن ماه چهارمت خیلی تنبلی کردم . اومدم بگم که توی ماه قبل چه کارایی کردی و یاد گرفتی. خلاصه که با دو تا بچه ی قد و نیم قد یه کم آپ دیت بودن سخته و منم نمیرسم که بیام برات بحر طویل بنویسم و ....
توی این ماه به قدری به رنگ و بوی غذا عکس العمل نشون میدی و میخوای که دستت رو توی سفره ی میز غذا ببری که واقعا کمتر سر شام و ناهار توی بغلمونی . دلمون برات میسوزه آخه فعلا زوده که چیزی بهت بدیم که بخوریم و شیر مادر برات کافی هست . اما بعضی روزا به قدری به هوس میفتی که برای اولین بار این ماه یه مزه هایی رو توی زندگیت تست کردی. مزه ی لیمو شیرین . پرتقال. سیب. هویج خیار و خامه ی کیک بی بی. که همه ی مزه ها رو دوست داشتی و دودستی دست ما رو میگرفتی که مبادا دستمون رو از دهانت برداریم. هر وقت هم که دستمون رو کنار کشیدیم تمام مدت اعتراض کردی و گریه زاری .... واه واه.
این ماه هم به خیر و خوشی گذشت و مورد خاصی برامون پیش نیومد. میمونه ماه بعد که دوباره یه واکسن سه گانه باید بزنی. وزنت خیلی خوبه و هم چیز روبه راهه.
تمام مدت آب دهانت شر شر میریزه روی پیش سینه ی لباسهات و پیش بند هم که برات می بندم سریع میگیری میکشیش و از گردنت در میاری. یک شیطونی شدی که نگو. حرف حرف خودته.
قورت قورت شیر میخوری و وقتی که کار دارم و بهت شیر دیر میدم دیگه قهر می کنی و به قدری بد اخلاقی می کنی و گریه و زاری می کنی که دیگه آدم توبه کار میشه.
با بهدادی خیلی جوری اون خودشو میندازه روت و له ات میکنه اما تو بهش می خندی و سرش و میگیری توی دستات و با موهای سرش بازی می کنی. خودت هم تنت میخواره که باهات بازی کنه و فشارت بده. بعضی وقتا هم قاه قاه بلند بلند به کاراش می خندی و این باعث میشه که داداشی بیشتر بیاد طرفت و بیشتر سر به سرت بگذاره.
این ماه عملا غلت زدن و یاد گرفتی و دمر میشی اما هزار ماشاا... تپلی و وقتی که دمر میشی نفست میگیره و نمیتونی که دوباره بر گردی و حسابی شاکی میشی و قرمز گلی و جیغ و داد که منو بر گردونید.
اوه اوه یک جون دوستی هستی که نگووو. تا یه بالش به سرت گیر میکنه یا یه وسیله ای بهت فشار میاره همچین غرغر میکنی و سر و صدا که آدم فکر میکنه که با مخ خوردی زمین.
این ماه یاد گرفتی که با دستات اسباب بازیهای کوچولو رو بگیری .
اما وقتی که تسلط کامل نداری و هی از دستت میفته کنارت یا گوشه بالش یا روی سرت چنان گریه ای می کنی که بیا و ببین. انگار که یه وزنه ی صد تنی افتاده روت و نمیتونی تکون بخوری و داره له ات میکنه. بچه یه کم صبور باش نترس اون پلنگ پلاستیکی که دستته و داری باهاش بازی می کنی و از دستت میفته روی گوشه ی لپت پلاستیکیه به خدا واقعی نیست نترس گلم.
راستی این ماه یاد گرفتی که هی با پتوت بازی می کنی و هی میکشی روی سرت و بعدش باهاش دالی می کنی و هر هر می خندی ای جوووووووووووووووونم.

وضعیت خوابیدنت هم که کاملا مشخصه شبها ساعت یک یک و نیم می خوابی و تا لنگ ظهر خوابی یعنی از شب تا ظهر هی پا میشی و شیر میخوری و بعدش می خوابی. اما دیگه ظهر یه دو سه ساعتی بیداری و بازی می کنی و دست و پا می زنی و دوباره یه یکی دو ساعتی می خوابی تا من به کارهای خونه برسم و بهداد و کارش رو انجام بدم و یه حمامی ببرمش و شامی درست کنم و لباسی بشورم و اتو بزنم و ... دوباره سر شب بیداری و ساعت نه و ده یه چرت نیم ساعته می زنی که بتونی تا نصفه شب بیدار باشی و پا به پای من و داداشی آتیش بسوزونی.
ر استی مهمونی های این ماهت خونه ی رومیسا جون به مناسبت سیسمونی برون. خونه ی خاله فرشته به مناسبت به دنیا اومدن نوه شون مهرسام. خونه ی مادر ستاره به مناسبت به دنیا اومدن نوه شون بهزاد که میشه پسر عموی حمید و ستاره. شب یلدا خونه ی خاله زهره و دیگه همش خونه ی مادر بزرگها بودیم.
راستی این ماه یاد گرفتی که هی زبونت رو لوله میکنی و میاریش بیرون . وقتهایی که خوشحالی با زبونت بازی می کنی و هی میاریش بیرون اینجوری ببین:

وقتهایی هم که خوابت میاد و کلافه هستی هی چشمهات و عین عروسکها می مالی و ناز می کنی نگاه کن:


قربونت بشم که اینقدر ماهی. هر بار که از خواب بیدار میشی و منو می بینی لبخند می زنی و خودت و کش و قوس میدی که برت دارم. خیلی موشی . عاشقتم. واقعا وقتی که به چشمات نگاه می کنم و این جسم تپل گوشتالوت و محکم توی بغلم فشار میدم زنده میشم . انرژی می گیرم. یعنی واقعا تمام درد و مرض و غم و غصه ی آدم واااااااا میرن وقتی که نگاهت می کنم و بغلت می کنم .
وای بهترین چقدر خوبه که رو دارم. اینقدر خوشحالم که نگووووووو اصلا روی ابرا دارم زندگی می کنم از بس که بودن تو تو خونه بهم انرژی میده و منو شاد می کنه. وجودت خیلی شادی بخش و انرژی دهنده هست. الهی که عمر طولانی داشته باشی و عاقبت به خیر بشی عزیز دلم. مدرسه رفتن دانشگاه رفتن و عروس شدنت و ببینم مادر بزرگ بشم الهی . یعنی هیچی از این بالاتر نیست که آدم ثمره ی عمرش به خوبی و درستی به بار بشینه و راحت استراحت کنه.
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم. سلامت و برقرار باشی گل قشنگم.

گزارش چهار ماهگی 
